پاسخ سوال شما
سوال 7 : شما ميگيد همه اين کارا بده خب، من مي خوام ازدواج موقت داشته باشم که خودم رو تخليه کنم حالا کيه که زن صيغه اي يه پسر 17 ساله بشه؟
مشاهده برروی ادامه ی مطالب
ادامه مطلب
بینایی
سوال 7 : شما ميگيد همه اين کارا بده خب، من مي خوام ازدواج موقت داشته باشم که خودم رو تخليه کنم حالا کيه که زن صيغه اي يه پسر 17 ساله بشه؟
مشاهده برروی ادامه ی مطالب
هر روز بر تعداد کاربران اینترنت در جهان افزوده می شود ، انواع سرویسهای اینترنتی که بر سرعت دسترسی افراد به اینترنت می افزاید یکی پس از دیگری به بازار می آیند. و اکثر کابران اینترنت حداقل برای یک بار هم که شده به محیط های چت سر زده اند. اما نکته مهم آن است که:” برای کودکان ، اتاق های چت خطرناکتر از سایت های پورنوگرافی و یا سکسی است
مشاهده بر روی ادامه ی مطالب

بحث درباره «شيطان» بسيار طولانى و گسترده است. فلسفه آفرينش «شيطان»، چگونگى نفوذ «شيطان» در انسانها، طول عمر شيطان، داستان شيطان و آدم(عليه السلام)، لشكريان شيطان، شياطين جنّى و انسى، علامت نفوذ «شيطان» در انسان و مانند اينها; ولى بديهى است كه شرح همه اين مسائل در اين مختصر نمى گنجد. تنها بايد به اشاراتى كه بتواند روشنايى اى بر اين بحثها بيندازد و با مسير خطبه بالا هماهنگ باشد قناعت كنيم.
از آيات قرآن به خوبى استفاده مى شود كه «شيطان» از آغاز به صورت يك موجود «شرير» آفريده نشده بود; بلكه موجود پاكى بود كه در صفوف «فرشتگان» جاى داشت (هر چند فرشته نبود).
ولى حبّ ذات افراطى و خودخواهى و تكبّر سبب شد كه از فرمان خدا نسبت به سجده بر «آدم»(عليه السلام) سرباز زند و نه تنها مرتكب معصيت شود بلكه علم و حكمت خدا را نيز به زير سؤال برد و اين دستور را غير حكيمانه بشمرد و به وادى ضلالت و كفر فرو غلطد.
امام علي عليه السلام در خطبه هفتم نهج البلاغه مى فرمايد: «شيطان در درون سينه هاى پيروان خود تخمگذارى كرد، سپس آن را مبدّل به جوجه نمود»
او از خداوند تقاضاى باقيماندن تا قيامت را كرد و خدا نيز تقاضاى او را نسبت به زنده ماندن تا وقت معلوم قبول فرمود و اين به خاطر آن بود كه بندگانش را به وسيله او و لشكريانش بيازمايد، يا به تعبيرى ديگر همان گونه كه وجود شهوات در درون نفس آدمى و مقاومت عقل و ايمان در برابر نيروهاى مخالف، سبب قوّت و قدرت انسان در مسير اطاعت فرمان خدا مى شود; همچنين وسوسه هاى «شيطان» از برون و مقاومت سرسختانه انسان در برابر او سبب تكامل او مى گردد; چرا كه هميشه وجود دشمن، عامل حركت و تحصيل قدرت و قوّت و پيشرفت و تكامل است.
اما اين بدان معنا نيست كه «شيطان» نفوذ اجبارى در انسانها داشته باشد; بلكه انسانها هستند كه به او اجازه وسوسه را مى دهند. قرآن مجيد با صراحت مى گويد: «اِنَّ عِبادى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطان; تو بر بندگان من سلطه ندارى».(1) و در جاى ديگر مى فرمايد: «اِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطان عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ; او بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكّل مى كنند تسلّطى ندارد»(2) و نيز از قول خود شيطان اين نكته را با صراحت نقل مى كند كه در روز قيامت به پيروان خود مى گويد: «وَ ما كانَ لى عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطان اِلاّ اَنْ دَعَوتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لى فَلا تَلُومُونى وَ لُومُوا اَنْفُسَكُمْ; من بر شما تسلّطى نداشتم جز اين كه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد; پس مرا ملامت نكنيد، خويشتن را ملامت كنيد»!(3)
اين نكته نيز حائز اهميّت است كه خداوند براى خنثى كردن وسوسه هاى شياطين، لشكريان و جنودى آفريده است كه از جمله آنان عقل و خرد و فطرت و وجدان و پيامبران الهى و فرشتگان خدايند كه حافظان اهل ايمان و نگه دارندگان آنها در برابر وسوسه هاى شياطين مى باشند. هركس خود را در خط آنها قرار دهد حمايتش مى كنند و وسوسه هاى شيطان را از او دور مى سازند و هركس خود را در خط شياطين قرار دهد و اصرار و لجاجت ورزد، دست از حمايتش بر مى دارند.
امام علي عليه السلام در خطبه هفتم نهج البلاغه مى فرمايد: «شيطان در درون سينه هاى پيروان خود تخمگذارى كرد، سپس آن را مبدّل به جوجه نمود» (فَباضَ وَ فَرَّخَ فى صُدُورِهِمْ).
در اين تشبيه جالب امام(عليه السلام)، سينه هاى شيطان صفتان را آشيانه «ابليس» و محل تخمگذارى او معرفى مى كند و به دنبال آن مى افزايد: «اين جوجه هاى شيطانى از درون سينه هاى آنها خارج شده، در دامانشان حركت كرد و پرورش يافت» (وَدَبَّ وَ دَرَجَ في حُجُورِهِمْ).
اين نكته نيز شايان دقّت است كه «شيطان» سعى دارد در اعماق جان انسان نفوذ كرده و از آن جا تأثير بر اعمال او بگذارد همان گونه كه در خطبه بالا به آن اشاره شده بود كه گويى در درون سينه ها تخمگذارى كرده و جوجه هاى خود را پرورش مى دهد; سپس آن را در دامان خود انسان بزرگتر مى كند تا آن جا كه با وجود او متّحد مى شود; چشم و گوش و زبان و دست و پا، رنگ «شيطانى» به خود مى گيرد و آثار «شيطانى» از خود بروز مى دهد.
در كلمات «اميرمؤمنان على»(عليه السلام) در «غرر الحكم» آمده است: «اِحْذَرُوا عَدُوّاً نَفَذَ فِى الصُّدُورِ خَفيّاً وَ نَفَثَ فِى الآذانِ نَجيّاً; از آن دشمنى بپرهيزيد كه در سينه ها مخفيانه نفوذ مى كند و در گوشها آهسته فوت مى كند»!
شبيه اين معنا ـ با كمى تفاوت ـ در خطبه 83 «نهج البلاغه» نيز آمده است.
در خطبه 121 نيز مى خوانيم: «اِنَّ الشَّيْطانَ يُسَنّى لَكُمْ طُرُقَهُ وَ يُريدُ اَنْ يَحُلَّ لَكُمْ دينَكُمْ عُقْدَةً عُقْدَةً; شيطان راه هاى خويش را براى شما آسان جلوه مى دهد و مى خواهد پيمانهاى الهى دين شما را گره گره بگشايد».
به هر حال هدف از ايراد خطبه فوق و مانند آن هشدارى است به همه انسانها كه مراقب اين دشمن بزرگ كه عداوت خود را از آن زمان كه آدم آفريده شد با او و فرزندانش اعلام نمود، باشند; و با توكّل بر لطف بى پايان خداوند و استمداد از عقل و فطرت و وجدان و الهام گرفتن از ارشادهاى پيامبران الهى و استمداد از «فرشتگان» پروردگار، خود را از حوزه نفوذ «شيطان» دور دارند.
آخرين نكته اى كه لازم مى دانيم در اين اشاره كوتاه ذكر كنيم اين است كه طبق صريح بعضى از آيات قرآن، شياطين منحصر به «ابليس» و لشكر پنهانى او نيستند; بلكه گروهى از انسانها نيز شيطان ناميده شده اند. چرا كه كار آنها عيناً همان كار شياطين است: «وَ كَذلِك جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوّاً شَياطينَ الاِنْس وَ الْجِنِّ يُوحى بَعضُهُمْ اِلى بَعض زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً; اين چنين در برابر هر پيامبرى دشمنى از شياطين انس و جنّ قرار داديم كه به طور سرّى سخنان فريبنده و بى اساس را براى اغفال مردم ـ به يكديگر مى گفتند».(4)آرى بايد مراقب وسوسه هاى همه آنها بود.
منبع: مکارم شيرازي، شرح خطبه هفتم نهج البلاغه،با تصرف و تلخيص
___________________
1. سوره اسراء، آيه 65.
2. سوره نحل، آيه 99.
3. سوره ابراهيم، آيه 22.
4. سوره انعام، آيه 112.
منبع:تبیان
سلام. چند وقتی بود كه می خواستم یه تحلیل كوچیك درباره سریال «جومونگ» ارسال كنم. ولی فرصت نداشتم. تا اینكه چند روز پیش ، دوست عزیزم آقای «علی اكبر رائفی پور» این تحلیل رو نوشت و در اختیار من قرار داد. منم بدون كم و كسر و به نام خودش توی وبلاگ درج می كنم تا پشت پرده این سریال جذاب و پر بیننده رو بدونید. البته شاید یك عده سریع موضع بگیرن كه «ای بابا! سریاله دیگه! شما هم كه تا می بینید یه چیزی طرفدار داره ، سریع می كوبین تو سرش!» اما حقیقت اینه كه صهیونیسم ، از هر حربه ای برای رسیدن به هدفهاش استفاده می كنه. یه مثال می زنم تا این موضوع رو بهتر متوجه بشید.
عبارت «موش» كه سال ها در اروپا ، خطاب به یهودیان گفته می شد ، نه با مقابله به مثل یهودیان كه طی یك جریان فرهنگی - رسانه ای ، در مدت چند سال عملآ از بین رفت. چطور؟ اكثر ما انیمیشن «میكی موس» كه بازگو كننده ماجراهای موشی زیرك در مقابله با توطئه های دشمن بود را دیده ایم. بخش اول عبارت Mici Mouse (كه به معنای «میكی موشه» است) یعنی Mici ، در ذهن واژه Mike (مخفف میكائیل كه از اسامی عبرانی است) را تداعی میكند و از سوی دیگر واژه Mice ، به معنی جمع كلمه Mouse یعنی موش هاست و در كل ، در دل نام این انیمیشن ، ارتباطی چندگانه بین موش و یهود نهفته است. این موش زیرك و دوست داشتنی ، آنچنان در دل های بینندگان نفوذ می كند كه دیگر تركیب «موش كثیف» ، تركیبی ناخوشایند و ناچسب به نظر نمی رسد.
در موردی دیگر كه بیشك شاهكار انیمیشن سازی جهان است یعنی «تام و جری» ، پیروز بلامنازع داستان ، همیشه «جری» یا كاركتر موش است. تا جایی كه بیننده آرزو می كند كاركتر «تام» یا گربه نیز هر از چندگاهی پیروز شود. ولی گوبا قرار است این یك سرنوشت محتوم و غیرقابل تغییر تاریخ باشد كه همیشه «موش» پیروز خواهد بود ؛ موشی كه در خود بار معنایی یهودی را نهفته دارد.
به هر حال كودكانی كه طی دو یا سه دهه پیش این انیمیشن ها را تماشا می كردند ، اكنون بزرگسالانی هستند كه دیگر برایشان عبارت «موش كثیف» به معنای «یهودی» مفهومی ندارد و در اروپای ضدیهود ، «موش كثیف» تركیبی نامأنوس بوده و موش به عنوان موجودی دوست داشتنی ، زیرك و مهربان ، بار معنایی جدیدی یافته است.
پس می بینیم كه هیچ چیز ، اون چیزی نیست كه ما فكر می كنیم و صهیونیست ها ، كم كم دارن عقاید و تفكرات ما رو به نفع خودشون تغییر می دن. حالا به این مقدمه نسبتآ طولانی ، می رسیم به بحث اصلی خودمون یعنی «سریال جومونگ».
ادامه در ادامه ی مطالب . . . . . ..
مي خوام ازدواج موقت داشته باشم که خودمو تخليه کنم. حالا کيه که زن صيغه اي يه ....
جواب سوال شما در ادامه ی مطالب
سوال شما در حال بررسی است و در اسرع وقت به آن پاسخ داده می شود
با تشکر
موجودى که فاقد بُعد حیوانى و غرایز نفسانى باشد، تمثّل و تجسّمى جز فرشته نخواهد داشت. به بیان دیگر: موجودى که تمایلات حیوانى ندارد، نمىتواند موجودى "انتخابگر" باشد و مقام "خلیفةاللهى" را به خود اختصاص دهد، بلکه فرشتهاى خواهد شد که چون ابزار لازم و شرایط کافى براى "خلیفةاللَّه" شدن را نداشتند، با وجود آنان، خداوند نداى "انى جاعل فى الارض خلیفة"(1) را سرمىدهد.
توضیح: تفاوت انسان کامل با فرشتگان در این است که ملائکه به قدر ظرفیت خود از موهبت هستى برخوردار شده و کمالات ممکن را بالفعل از خداوند دریافت نمودهاند و بر حسب آیه "و ما منّا الا له مقام معلوم"(2) تغییر و تکامل و تنزل در آنان نیست، چون علت تغییر که "تضاد یا تزاحم" عوامل کُنش زاى درونى است، در آنان وجود ندارد، برخلاف انسان که از یک سو "عقل و روح ملکوتى" در او هست و او را از درون به سمت گرایشهاى عالى انسانى سوق مىدهد و از سویى دیگر نفس و غریزه یا بُعد حیوانى در او وجود دارد که او را به سوى تمایلات پست حیوانى و فعالیتهاى غریزى مىکشاند.
در کش و قوس این کُنشهاى دوگانه درونى است که انسان با قدرت انتخابگرى تمایز خویش را از حیوانات و فرشتگان بروز مىدهد و راه "رشد و کمال"(3) را بر مىگزیند و از ظلمات حیوانیت و انسانیت به "نور" وارد مىشود: "اللَّه ولىّ الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الى النور"(4) و یا راه ضلالت را انتخاب نمایند.
پس وجود انگیزههاى متضاد با هدف نهایى انسان ضرورت دارد تا زمینه انتخاب فراهم گردد. اگر تنها یک گونه انگیزه و تمایل در انسان وجود داشت، دیگر انتخاب معنا نداشت. پس اگر غرایز مستقیماً در رسیدن به کمال نقش ندارند، اما از آن رو که زمینه انتخاب را فراهم مىآورند، غیر مستقیم در دستیابى به کمال نقش دارند.
نکته دیگر: خداوند غرایز و تمایلات حیوانى را در انسان قرار داده تا از این طریق نوع انسانى حفظ شود، مثلاً غریزه تغذیه براى حفظ وجود فرد، غریزه جنسى براى بقاى نسل، غریزه غضب براى مصون ماندن از خطر و مقابله با دشمن است "غریزه مشترک بین انسان و حیوان، حاکى از نوعى اشتراک و همسانى در ساختمان بدن آن دو است".(5)
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پىنوشتها:
1 - بقره (2) آیه 30.
2 - صافات (37) آیه 164.
3 - بقره (2) آیه 256.
4 - بقره (2) آیه 256.
5 - محمد تقى مصباح یزدى به سوى خودسازى، ص 40.
امام خمینی(ره) میفرماید: "نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم، چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است. نگاه کردن به صورت و دستها اگر به قصد لذّت باشد حرام است، ولی اگر بدون قصد لذت باشد، مانعی ندارد. نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام میباشد"(1).
فکر گناه از نظر شرعی حرام نیست. تا که وقتی تحقّق پیدا نکند ، گناهکار نیست و مجازات نخواهد شد، امّا اثرات بدی دارد و موجب تیرگی قلب و فکر می شود.
حضرت امام صادق(ع) از حضرت عیسی مسیح روایت کرده که به حواریّون فرمود: " حضرت موسی(ع) به شما امر کرد زنا نکنید، ولی من به شما امر می کنم فکر زنا را در خاطر نیاورید، تا چه رسد به عمل و انجام زنا؛ زیرا آن که فکر زنا کند، مانند کسی است که در عمارت زیبا آتش روشن کند. بدیهی است که دودهای تیره آتش، زیبایی عمارت را خراب می کند، اگر چه عمارت آتش نگیرد".(2)
در کلام دیگری فرمود: " کسی زیاد دربارة لذات مادی و شهوی فکر کند، روزی مغلوب چنین فکری خواهد شد."(3)
حضرت آدم(ع) گفت: پروردگارا، شیطان را همانند خونی که درگها جریان دارد، بر من مسلّط کردی، پس برای من هم چیزی مقرّر فرما. خداوند فرمود برای تو چنین قرار دادم که هر یک از فرزندانت اگر فکر گناه و نیّت آن را داشته باشد، بر او گناه نوشته نشود. اگر آن را انجام داد، گناه ثبت شود اما اگر نیت کار نیکی را داشت، هر چند آن را انجام ندهد، برای او ثواب نوشته میشود"(4) البته پیشگیری بهتر از درمان است. عاقل باید به منظور پیشگیری از گناه از فکر آن دوری اجتناب کند. چه بسا فکر گناه مقدمه انجام آن شود. امام علی(ع) فرمود: "فور رفتن و تفکّر مردم در مورد چیزی، مقدمه وجود آن است".(5)
----------------------------------------------------------------------------------------------
پینوشتها:
1 . توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 415، مسئله 2433.
2 . وسائل الشیعه، ج 14، ص 240.
3 . همان.
4 . اصول کافی، ج 2، ص 440؛ وسائل الشیعه، ج 16، ص 88.
5 . غرر الحکم، ص 480، شماره 11042.
علاقه داشتن به کسی یا عاشق او بودن تا زمانی که موجب بروز عمل غیر شرعی نشود، از نظر فقهی اشکال ندارد؛ اما استمرار این حالت، ممکن است آثار روانی و اجتماعی نامطلوبی داشته باشد. بنابر این بهتر است با این مسئله به صورت منطقی و معقول برخورد شود. اگر عشق و علاقه به جنس مخالف (پسر) باشد و او نیز به دختر علاقهمند باشد، تنها راه معقول و مشروع خواستگاری و ازدواج است. ادامه علاقه و عشق دو طرف، بدون در نظر داشتن مقررات شرعی، موجب بروز مشکلات فراوان برای هر دو طرف میشود، اما اگر علاقه یک طرفه باشد، مانند علاقه دختر به پسر که علاقه نداشته یا از آن بیخبر باشد حتى اگر علاقه مفرط نباشد و به صورت عشق به معنای اصطلاحی آن درنیاید، در صورت استمرار، از آسیب در امان نیست. اگرچه در این دوران، علاقه و محبت تا حدی طبیعی به نظر میرسد و پس از طی این دوران به تعادل میرسد، اما عدم کنترل احساس و عواطف در این دوران، موجب خارج شدن از حیطه اختیار آدمی میشود و انسان را به نتایجی که اشاره شد، سوق میدهد.
کمترین آسیب این گونه عشق و علاقه آن است که فکر و ذهن انسانی را مشغول کرده، وی را از فعالیتهای مثبت، تمرکز ذهن و خیال ارتباط منطقی با اطرافیان، برخورد اجتماعی مثبت، تلاش و موفقیت در درسها باز میدارد.
در ضمن گاهی موجب بروز ناهنجاریهای جنسی مانند خودارضایی میشود، زیرا عشق و علاقه به جنس مخالف (که غالباً بر خواسته از غریزه جنسی است) در فکر و خیال تأثیر میگذارد و به صورتهای مختلف بروز مییابد که خودارضایی از آن جمله است.
بنابر این عشق و علاقههایی از این دست اگرچه از نظر شرعی گناه نیست، اما گاه نتایج آن به کارهای غیر شرعی منجر میشود. و اگر این حالت ادامه نیز داشته باشد، مطمئناً مشکلات مختلفی را برای دختر فراهم میآورد.
عشق در اصطلاح به علاقه و محبت بیش از حد و افراطی گفته میشود. مطمئناً هنگامی که میزان علاقه ازا حد بگذرد، موجب بروز مشکلات در زندگی میشود که گاه قابل کنترل یا پیشبینی نیست. این نوع علاقهها پیامد فراوانی مانند اضطراب، افسردگی و ازدواجهای ناهمگون ایجاد میکند، حتى گاهی موجب جنون شدن و تا خودکشی پیش میرود. بنابر این منطق و عاقلانه آن است که از ابتدا کنترل شود.
این توصیه برای نوجوانان (که قدرت عشق و احساسات در آنها قویتر و فعالتر است و از تجارب کمتری نسبت به سنین بالاتر از خود برخوردار هستند) ضروریتر است.
سوال 6 : من يه دخترم 14ساله هستم من احتياجات جنسي دارم تو اين وبلاگ اومده نبايد به صحنه هاي سکسي فکر کرد، خودارضايي نکرد، زنا نکرد، همجنسگرايي نکرد، من آدمي هستم که خدا رو دوست دارم و نمي خوام وقتي مردم هر چي فرشته و شيطان که از اين جور حرفاست بزنه تو سرمه و بگه برو گمشو برو گمشو، برو تاکسي سوارشو!
من بايد با اين کوفتي چيکار کنم با اين احساس احساسي که بايد ارضا بشه تو اين سن که نمي تونم ازدواج کنم! به نظر مي رسه شما خيلي بچه مسلمان هستيد، من بايد چيکار کنم؟ لطفا بگيد.
خواهش مي کنم جواب منو بده، من بايد چه غلطي کنم؟ اسلامتون براي اين چيزي فروموده؟
شما می تونید جواب این سوال رو در ادامه ی مطالب مشاهده کنید
۱- نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده میکنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند.
از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند.
۲- بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری میباشند که بـه آنـها کمک میـکند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.
۳- مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.
۴- هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج میگردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه میکنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر میباشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمیگردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.
تفاوتهای روانشناسی
۱- مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک میکنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و بروی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.
۲- مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.
۳- مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.
۴- ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.
۵- مردان و زنان دارای معیارهای متفاتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل میباشند.
۶- مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.
۷- مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت میدهند.
۸- زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.
۹- بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع میکنند.
۱۰- مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر میتـوانند این حس را پنهان سازند.
داستان های مستهجن و سکسی.!!!چرا؟
داستان شهوت انگیز چرا؟
چندی است که در کشور های اسلامی ، مخصوصاً ایران ، سایت های موسوم به سکس خانوادگی که حاوی مطاب کذب از روابط نا مشروع بین محارم است اخیراً بین جوانان به طور چشم گیری رواج یافته است. امّا علیرغم برخورد های شدید سازمان های فرهنگی ذیربط با این گونه سایت ها و وبلاگ های کذب باز هم به طرق دیگری راه را بر افکار جوانان می گشایند . امّا واقعیت تلخ تر ، استقبال شدید قشر جوان اعم از دختر یا پسر از این گونه سایت های استعماری و فنا کننده است که متأسفانه حتی در بعضی سایت های به ظاهر مذهبی نیز شاهد این فعالیت ها هستیم . حال نگاهی گذرا می اندازیم به تاریخچه این موضوع :
در سال 1793 وزارت مستعمرات انگلیس کنوانسیونی را به تصویب رساند مبنی بر بر باد دادن ناموس مسلمانان . جاسوسان این وزارت پس از وارد شدن به محافل اسلامی و شناختن اسلام و عقاید مسلمانان عزم خود را در جهت بر باد دادن نوامیس مسلمانان مخصوصاً شیعیان جزم کردند و تمام قوای خود را پس از اختلاف افکنی و فرقه سازی به سوی ریشه کن کردن تفکرات مقدس سوق داد و قصد لگد کوب دو عقیده ی پایدار شیعیان را نمود.1- گذشته ی سرخ ( قیام امام حسین و شهادت ایشان همراه یاران خود ) ، 2- آینده ی سبز (ظهور منجی عالم امکان حضرت مهدی ( عج الله تعالی فرجه الشریف ) ، و لذا این اهداف میسر نمی ود مگر با تهاجم بر فرهنگ و عقاید ماندگار شیعیان . از این رو بر این امیدیم تا هشداری باشیم بر جوانان تا در این حیله ی کارساز دشمن دچار نشوند و بدانند که تمام مطالب موجود با استناد به تحقیقات و نظریه ی علمای جلیل القدر تشیع گرداوری شده است و امید است جوانان اهل تفکر با استعانت از هدایت الهی ، تمسک به قرآن کریم و اهل بیت ( علیه السلام ) ، پیروی از دستورات دینی و دیگر تعالیم خداوند و پیگیری های مستمر در جهت مبارزه با این اقدامات استعماری و نفرت انگیز ، دشمنان را در راه نیل به اهداف شوم خود ناکام بگذاریم .
پاسخ:
خواهر خوبم اراده قوي اين گونه نيست که به طور ناگهاني و يک شبه به دست بيايد . گاه شايد چند سال زمان نياز باشد . افت و خيز داشته باشد . ولي نبايد نا اميد شد . شما هر چه فاصله هاي زماني گناه را بيشتر کنيد ‘ يک قدم به سوي اراده نيرومند و موفقيت نزديکتر شده ايد .
خواهرم زندگي ما سراسر دو راهي و انتخاب است . کلا هستي لايه لايه است. آکنده از راهروهاي تو در تو و پر از راز و البته پيـچيده. اراده قوي يعني انتخاب درست اين راهروها. خواهر عزيزم خودت هم به خوبي مي داني که هر کس در هر موقعيت مي داند که خوب ترين کاري که ميتواند انجام بدهد چيست . اما مشکل زماني شروع ميشود که انسان نخواهد راه درست و خوب را انتخاب کند . در چنين صورتي او راه را کمي محو کرده . اگر درموقعيت دوم هم انسان نخواهد به خوب تن بدهد، راه محوتر و تاريک تر ميشود و اراده ضعيف تر .وقتي هزار تا انتخاب بد را به جاي انتخاب خوب بر ميگزينيم وضع آن قدر آشفته ميشود که انسان حتي نميتواند يک قدم هم به جلو بردارد. شبيه قدم زدن در مه ميماند که با هر قدم که برداري راه وضوح بيشتري پيدا ميکند . خوشبختانه هستي آن قدر سخاوت دارد که دائم يک فرصت و يک شانس ديگر به شما ميدهد تا دوباره از صفر شروع کنيد . شما هر لحظه مي توانيد اراده خودتان را تقويت کنيد.
حال اگر شما در راهروهاي پيچيده هستي ، در برابر هر موقعيتي ، خوب را انتخاب کنيد راه اندکي وضوح پيدا ميکند . طبيعي است که در موقعيت بعدي احتمالاً با شرايط پيچيدهتري مواجه خواهيد شد که باز هم بايد انتخاب کنيد . اين انتخابها مثل دالاني هزار تو هميشه در مقابل شما قرار دارند . با هر انتخاب سرعت شما بيشتر و بيشتر ميشود . هر انتخاب درست شتاب شما را بيشتر ميکند تا آنجا که با سرعت نور هم ميتوانيد پيش برويد در مقابل ، هر انتخاب بد از سرعت شما کم ميکند . آنها که دائم به انتخابهاي بد دست ميزنند وضع تأسف باري پيدا ميکنند .آن قدر کند ميشوند که کاملاً متوقف ميشوند و بعداً شروع ميکنن به فرو رفتن .آن قدر فرو ميروند تا اين که به کلي دفن ميشوند .براي اين دسته از آدم ها که خودم هم از اين قشر به حساب مي آيم ، البته که فرصت هست اما مجبوريم مدتي را صرف اين کنيم تا از اعماق ،خودمان را به سطح برسانيم . خواهرم زندگي مواجهه ابدي انسان است با اين انتخاب ها … .
ما هيچ چيز نيستيم مگر مجموعهاي از رفتار. وزن معنوي هر کدام از ما مجموع وزن رفتارهايمان است .
پس خواهر عزيز بيا تلاش کنيم با انتخاب هاي درستي که پيوسته در زندگي خودمان داريم ولو کوچک و بي مقدار، اراده خود را تقويت کنيم . اراده با تخيل نيرومند نميشود، همت عالي ميخواهد. هر اراده کوچک ما مي تواند اراده اي بزرگتر را بيافريند و اين ها در مجموع مي شوند يک شخصيت مقتدر که شيطان هرگز نمي تواند به دلش راه بيابد.
(نام محفوظ) :
آيا با ازدواج خودارضايي خود به خود برطرف مي شود؟
پاسخ :
خير . خودارضايي با ازدواج به طور خود به خود برطرف نمي شود . براي همين به اين اميد که بعد از ازدواج آن را ترک کنيد ، الان به خودارضايي ادامه ندهيد. افراد متاهل زيادي هستند که خود ارضايي هم مي کنند . اين يک عادت بد و ويران کننده است که بايد در هر حال ترک شود .
نمي خواهم بگويم ازدواج به ترک خود ارضايي کمک نمي کند ، بلکه ازدواج مي تواند کمک خوبي براي ترک خود ارضايي باشد اما تنها عامل ترک آن نيست. خود ارضايي اگر الان ترک نشود بعد از ازدواج مشکلات فراواني را براي شما خواهد داشت. خودتان به فکر خود باشيد. هر چند سخت است اما از خدا بخواهيد ، کمکتان مي کند.
من معمولا در زمان قبل از خواب نمي تونم خودم رو کنترل کنم و خود ارضايي مي کنم .
پاسخ:
خواهر خوبم در مورد خواب اولا تا خسته نشده اي به رختخواب نرو . ثانيا اگر خيال بافي خودت را درمان نکني به راحتي هم نمي تواني بخوابي . ذهن شما در افکار آشفته پيوسته از اين شاخه به آن شاخه خواهد پريد و خواب را از چشمانت خواهد ربود . مهم نيست که اين افکار خوب باشيد يا بد . مهم اين است که وقت اين خيال بافي ها موقع خواب نيست . يک روش براي اين که زود به خواب بروي اين است که قبل از آن که به رختخواب بروي چشمانت را ببندي و تلاش کني به هيچ چيز فکر نکني . يا يک نقطه خيالي را در نظر بگيري و اجازه ندهي هيچ تصور و خيال ديگري غير از آن نقطه به ذهنت راه يابد . در ابتدا ممکن است اين کار کمي دشوار باشد اما بعد از مدتي آن قدر مهارت پيدا مي کني که به محض اين که دراز مي کشي در خوابي عميق فرو خواهي رفت .
ثالثا وقتي که مي خوابي خودت را عادت بده که دستانت را بيرون از پتو قرار بدهي . مثلا آنها را بالاي سر خودت حلقه کن . در ابتدا چون عادت نداري ممکن است کمي برايت سخت باشد اما به تدريج عادت مي کني . براي خواب از لباسي استفاده نکن که موجب تحريک بيشتر شما بشود . برخي عادت دارند که مثلا متکا يا پتو را در آغوش مي گيرند . براي افرادي که حساس هستند اين کار موجب تحريک و در نتيجه گناه مي شود . هميشه قبل از خواب مثانه خودتان را تخليه کنيد . در بسياري از مواقع فشار مثانه موجب تحريک جنسي شما مي شود . به همين دليل کما اين که خودتان هم گفته ايد بعد از بيدار شدن از خواب دچار خود ارضايي مي شويد . بعد از اين که از خواب بيدار شديد خودتان را عادت بدهيد که بلافاصله از رختخواب جدا شويد و اگر تحت فشار هستيد به تخليه مثانه خود بپردازيد تا زمينه هاي گناه برايتان پيش نيايد .
ویکتور پوشه - روان شناسِ فرانسوی - میگوید: افراد مبتلا به این استمناء بیمار گونه و اعتیادی ، هر روز به دفعات مختلف با تمرکز فکر به خود بگویند: «من به خوبی قادرم این اعتیاد را از خود دور کنم، من قادرم». تکرار این عبارت ساده، اثر عجیبی در تقویت اراده و روحیه دارد.
![]()
پل ژاگو بر آن است که: «تلقین، قبل از خواب نیز مؤثر است»
۳/ سعی شود شکم به هنگام خواب، بیش از حد معمول پر نباشد.
۴/ از پوشیدن لباسهای تنگ و چسبان اجتناب گردد.
۵/ از نگاه کردن به مناظر، فیلمها و تصاویر تحریک کننده، خودداری شود
۶/ از شنیدن و خواندن مباحث و مطالب جنسی و حتی شوخیهای تحریککننده و فکر کردن در این امور، دوری شود.
۷/ از خوردن مواد غذایی محرک، مانند خرما، پیاز، فلفل، تخممرغ، گوشت قرمز و غذاهای پرچرب - اجتناب و به میزان ضرورت اکتفا شود.
۸/ قبل از خواب مثانه تخلیه شود.
۹/ از نوشیدن افراط گونه آب و مایعات پرهیز شود (به خصوص شبها و قبل از خوابیدن).
۱۰/ از دستورزی با اندام جنسی، باید اجتناب نمود و در هیچ شرایطی، نباید دستورزی کرد!
۱۱/ هرگز نباید به رو خوابید.
۱۲/ به منظور تخلیه انرژی - زاید بدن، به طور منظم و زیاد باید ورزش کرد.
۱۳/ برای اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش، زیارت، عبادت و … پر کند.
۱۴/سعی کنید کمتر در مکانی خلوت و تنها و دور از نظر دیگران باشید.
۱۵/ هرگاه مورد هجوم افکار جنسی واقع شدید، باید بلافاصله از مکان خلوت و دور از نظر دیگران خارج شود و خود را به کاری سرگرم کند. در این زمینه گفت و گو با دوستان، مشارکت در برنامه های جمعی بسیار مفید است.
توکل به خدافراموش نشه
و اینکه این بیماری اندک اندک درمان می شه
اگر به اطلاعات بیشتری نیاز داشتی روی لینک زیر کلیک کن
استمنا یا اونانیسم یا ماستور باسیون یا خود ارضایی ( مرجع کامل اطلاعات )
شنیدم خسته شدی؟
راسته؟
نکنه خسته بشی!
تازه اول راهه
هنوز مسافتی نیمومدی
پاشو.پاشو تنبلی بسته
نکنه زیر بار شکست ها و مشکلاتی که تو این راه هست نا امید بشی
نا امیدی بدترین بلاست
پاشو بگو یا علی
یاعلی دیگه
بزرگتری گناه نا امیدی است............
سلام دختر ۱۴ ساله می خواستم بگم سوالت در حال بررسی و جواب دادن
حتما به سوال شما پاسخ داده می شه
اگر دوست داشتی ایمیل تون رو هم به صورت خصوصی در قسمت نظرات قرار دهید تاپاسخ گویی ما هم
بهتر باشه
یا علی
التماس دعا
بنا به تحقیقی در آمریکا، گوش کردن به ترانه های موهن در باره رابطه جنسی ممکن است نوجوانان کم سن و سال را ترغیب کند زودتر سکس داشته باشند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از بی بی سی ، محققان دانشگاه پیتزبورگ از ۷۱۱ نوجوان در آمریکا، در باره رفتار جنسی آنها و همچنین نوع موسیقی که گوش می کنند، سوال کردند. آنها متوجه شدند گروهی که دائما به ترانه های موهن جنسی گوش می دهند، دو برابر بقیه احتمال دارد رابطه جنسی برقرار کنند.
اما کارشناسان رفتار جنسی در بریتانیا گفته اند اعلام این که سبک موسیقی با رفتار جنسی فردی که آن را گوش می کند، ارتباط مستقیم دارد، نگاهی ساده اندیشانه است.
گروه تحقیق دانشگاه پیتزبورگ، در این مطالعه، ترانه هایی را موهن دانسته که حاوی توصیف های بی پرده، خشونت آمیز و سلطه جویانه از رابطه جنسی است؛ ترانه هایی که مضمونش، سکس را رفتاری جسمانی و نه ناشی از عشق ترسیم می کند.
محققان حاضر نشده اند که مشخص کنند کدام آهنگ ها در این طبقه بندی قرار می گیرد اما به عباراتی اشاره کرده اند که از خشونت علیه جنس مخالف و همچنین عضو تناسلی او نام می برد (I’m gonna beat that pussy up).
محققان، دواطلبان این مطالعه را که از سیزده تا هجده سال سن داشته اند، به سه گروه تقسیم کردند. آنهایی که به این نوع ترانه ها دائما گوش می کنند (بیش از هفده و نیم ساعت در هفته)، آنهایی که گاهی اوقات گوش می کنند و آنهایی که کمتر به سراغ این دست از ترانه ها می روند (کمتر از دو ساعت و نیم در هفته.)
این مطالعه نشان داد که چهل و پنج درصد از نوجوانانی که دائما به این نوع ترانه ها گوش می دهند سکس داشته اند در حالی که فقط ۲۱ درصد از آنهایی که گاهی به این نوع ترانه ها گوش می دهند، ارتباط جنسی برقرار کرده اند.
دکتر برایان که هدایت این تحقیقات را بر عهده داشته است، گفت: “یقینا میان رفتار نوجوانان و نوع موسیقی که گوش می کنند، ارتباط وجود دارد، اما این که بگوییم که گوش کردن به نوع خاصی از ترانه مستقیما با سکس در سنین کم ارتباط دارد، دشوار است.”
او افزود: “با این حال والدین باید این یافته را مد نظر قرار بدهند. والدین نباید با گفتن این که ‘خوب بچه اند و این نوع موسیقی ها را دوست دارند’ از احتمال تاثیر آن بر رفتار نوجوان چشم پوشی کنند. من نمی گویم که والدین باید جلوی فرزندان نوجوانشان را بگیرند تا به این نوع موسیقی ها گوش نکنند اما باید به آنها در باره ارتباط جنسی توضیح دهند تا نوجوان این نوع ترانه ها را بهتر حلاجی کند.”
سخنگوی موسسه خیریه بروک که در زمینه سلامت روابط جنسی جوانان و نوجوانان فعالیت می کند، می گوید: “روشن است که محیط فرهنگی در رفتار جنسی جوانان نقش ایفا می کند اما ساده انگاری است که بگوییم چون یک فرد به این نوع موسیقی گوش می کند، تصمیم خواهد گرفت که زودتر سکس داشته باشد. عوامل مختلفی در این تصمیم گیری دخیل است.”
کارشناسان معتقدند که آموزش درست نوجوانان و جوانان در باره ارتباط جنسی بهترین روش برای جلوگیری از رفتارهای پرخطر و نامطلوب جنسی و همچنین پیش از موعد آن، در میان این گروه سنی است.
همزمان با ورود کودکان به دنیای نوجوانی و جوانی و آشنایی اذهان کنجکاو آنان با مقوله رمز آلود ” سکس ” ، سهل الحصول ترین منبع اخذ اطلاعات جنسی کتب ، مجلات و فیلم به نظر میرسد .
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از سایت پزشکان ایران ، در مقاله ای به قلم دکتر مریم محبی – روان شناس و سکس تراپیست - می خوانیم : از آنجایی که بحث پیرامون زندگی جنسی در برنامه کاری خانواده ها جایی نداشته و معمولاً والدین از گفت و شنود های جنسی به نحوی شانه خالی میکنند لاجرم رسالت آموزش های جنسی بر دوش رسانه های گروهی منتقل میگردد.
در این راستا کتب ، مجلات و فیلم هایی که صرفاً نقش برانگیزانندگی جنسی داشته و با در معرض دید گذاشتن صحنه ها ی سکسی سعی در تهییج جنسی افراد داشته تصویر واقعی از رفتار جنسی و مخاطرات آنرا منعکس نمی نمایند لذا نقشی بس مخرب در انجام رفتار های جنسی ریسکی و مخاطره آمیز نوجوانان میتوانند داشته باشند.
تایید گر این مدعا مجموعه تحقیقاتی است که اخیراً از سوی سازمان ” تحقیق و توسعه ” منتشر گردیده است . بر اساس نتایج پژوهشهایی که طی چندین سال متمادی از گروه های سنی بین ۱۷- ۱۲ سال به عمل آمده است ، نوجوانانی که بیش از سایر گروه همسال خود در معرض صحنه های جنسی قرار میگیرند نرخ اشتغال پیش رس در انجام رفتار جنسی در آنها بالاتر بوده ، درصد حاملگی های ناخواسته در بین آنان فزونی داشته و آگاهی از مخاطرات انجام رفتار جنسی و بیماری های جنسی در آنها کمرنگ گزارش گردیده است.
نظر به اینکه نوجوانان روزانه چیزی معادل ۳ ساعت از وقت خود را به تماشای تلویزیون و یا کامپیوتر صرف میکنند لذا بیشترین امکان رویارویی با صحنه های برهنه از این کانال برای آنان مهیا میگردد . حال آنکه آنچه در نمایش این صحنه ها از نظر دور مانده و سازندگان این دسته از فراورده ها الزامی در تاکید بر آن نمیبینند گوشزد کردن مخاطرات برقراری رابطه جنسی است .
بر اساس تحقیقات موسسه ” رند ” دختران نوجوانی که زمان بیشتری را به تماشای برنامه های تلویزیونی با محتوای جنسی اختصاص میداده اند ۲ برابر بیش از گروه همسالی که نگاه نمیکردند دچار حاملگی های ناخواسته شده بودند.
در این تحقیق رفتارهای جنسی زود هنگام ، مبادرت به سکس بدون پروتکشن و همچنین ابتلا به بیمارهای مقاربتی در نوجوانانی که :
- فاقد دو والد میبودند و یا تنها با یک والد زندگی میکردند
- اصول انضباطی و تربیتی در خانواده آنها جدی گرفته نمیشده است
- زمان زیاد به تماشای تلویزیون اشتغال میداشتند
- از ضعف اعتماد به نفس در رنج میبوده اند
- نمرات درسی مناسب ویا موفقیت های ورزشی و هنری خاصی را در سابقه خود نمیداشتند
- از اختلال توجه در رنج میبوده اند
- و فاقد توانایی برقراری رابطه کلامی و عاطفی با والد یا والدین خود بودند
بیشتر دیده شده است . نظر به اهمیت مراقب های روانی – جنسی نوجوانان از سوی خانواده ها ، ذکر نکات زیر ضروری به نظر میرسد:
تنظیم قوانین انظباطی در منزل ( شامل میزان مجاز استفاده از رسانه های گروهی )
تلاش در جهت به حد اقل رساندن تماشای تلویزیون یا کامپیوتر
نظارت دقیق بر محتوای کلامی ، تصویری یا عملی برنامه های در حال مشاهده
همراهی با نوجوان در تماشای برنامه های حساس ، به منظوربازگو کردن و راهنمایی نکات خاص تربیت جنسی
- تلاش در جهت ایجاد فضای امن و راحت مکالمات جنسی در کانون خانواده
- تحکیم روابط بین فردی و رشد روحیه اعتماد و صمییمت در باب مسائل جنسی
- بهره وری از جدید ترین یافته های علمی جنسی به منظور تعلیم و راهنمایی نوجوانان
- از سویی بر تمامی وسائل ارتباطات جمعی است که دست از صرفاً تهییج جنسی بینندگان برداشته تنها به ارائه صحنه ها و تصاویر جنسی اکتفا ننموده و در کنار تعریف به ظاهر ساده و لذت بخشی که از رابطه جنسی ارائه گر میباشند به خطرات و پیامدهای برقراری رابطه جنسی ریسکی نیز اشاراتی داشته باشند . سه نکته اساسی که رعایت آن سوی رسانه های گروهی به رشد فرهنگ جنسی نوجوانان کمک میکند عبارتند از: بیان هدف افراد از برقراری رابطه جنسی ، ارائه تعریف صحیح وواقعی از رابطه جنسی ، شروط لازم الاجراء در برقراری هر رابطه جنسی اعم از : شناخت شریک جنسی ، استفاده از وسایل پیشگیری ، شناخت بیماریهای مقاربتی و راههای مقابله با آنها .
آنچه که اغلب به عنوان انحراف جنسی از ان یاد می شود صرفا خود ارضایی نیست بلکه هم جنس گرایی ،سکس با کودکان و سکس با جنس مخالف ان هم به صورت غیرمعمول نیز می تواند باشد
اما دلایل این ناهنجاری های ناشی ازچیست؟
۱-تماشای عکس ها و فیلم هار سکسی و پورنو
۲-خیال پردازی سکسی)تصویر کردن صحنه ای واقعی از یک امیزش جنسی
و دلایلی دیگر که در پست های اینده از آن استفاده خواهیم کرد
جنگ بود و خون، ناله های شبانه مادری که از داغ فرزند 15 ساله اش می گریست.درد بود و تاولهای گره خورده بر لبان نوزادی که در آغوش مادر انتظار نوازش و مهر مادری را می کشید.خاک بود و نمازهایی با سجده گاه سنگر گاه...این روایت واژه از جان گذشته است ، رزمندگانی که شب هنگام جسم را تا صبح به هور می سپردند تا نکند غواص، دژخیم لشکریان عشق را بی تاب کند...
روایت غریبی است،روایتی که ما، همان انسانهایی که غرق تجملات زندگی و رنگ های حباب آلود خیابانها و شهرها شدیم به سختی در کش می کنیم. امروز اینقدر از تمام آنچه سالها پیش با افتخار رخ داد دور شدیم که دیگر نمی توانیم خود و گذشته خود را در آیینه دلمان تجسم کنیم. نمی توانیم ببینیم که بر ما چه گذشته است و چگونه از کوران حوادث جان سالم به در برده ایم. نمی توانیم درک کنیم که 8 سال دفاع مقدس نعمتی از جانب پروردگار بوده، تا با این سنگ محک ایمان واقعی مردان و زنان این مرز و بوم را مشاهده کنیم، مردانی که تمام هستی و زندگیشان را تنها برای دفاع از ایمان، اعتقادات ، خاک و ناموسشان رها کردند تا نکند دست نامحرمی دوباره چادر خاکی زن مسلمانی را چنگ بزند.
به خدا سوگند که در روز قیامت خاک تف دیده شلمچه و مهران و شاخ شمیران گواهی می دهند که چگونه با خون سربازان فی سبیل الله مطهر شده...
آن روزها نبودیم، ندیدیم ، نفهمیدیم که چه طور خدا خرمشهر را آزاد کرد، ولی به یقین، رسیدیم به این که شهدا زنده اند و نزد خدا روزی می خورند.
امروز بسیارند در میان ما آنانی که بودند، دیدند، فهمیدند. فهمیدند که می توان آیه به آیه ی قرآن را در چهره گرد و غبار گرفته پسرک نارنجک به دست معنا کرد...
وای برما.... هنوز غافلیم از این همه زیبایی، شکیبایی و عشق که هر روز در گوشمان نجوا می کند، که آیا هست یاری کننده ای که یاری ام کند؟
اما با تمام اینها به راستی، یاریشان کرده ایم؟ یا تنها با زخم زبان و نگاه سنگین و کلام تلخ آنها را ستایش می کنیم؟ به راستی آنانی که خدا را تنها در کلیساها یاد می کنند و پیشانی بر خاک شکر نساییده اند قدر ایثار را بهتر از ما می دانند؟
کاش ..کاش تنها برای لحظه ای پرده از چشمانمان فرو می ریخت ،تا پرواز فرشتگان را بر حریم چرخ های خاک خورده جانباز قطع نخاع می دیدیم، می دیدیم که چطور فرشته ها حساب تمامی نفسهای بریده بریده جانباز شیمیایی را محاسبه می کند،می دیدیم که ملائک چگونه دستان همسر جانباز را با بوسه آذین می کنند... شاید که منقلب شویم...شاید
ولی باز هم شک دارم که دلهای جرم گرفته ما از کثیفی های دنیا به همین آسانی پاک شود. عجب دردی است فراموشی نسل بشر،زود از یاد می روند و ساده از یاد می برند...
امروز آسان چشمانمان را بر پیکر نیمه جان قهرمان وطن می بندیم.
امروز هرکسی در هر پست و مقامی خود را ضامن سربلندی ایران می داند. اما حتی تاریخ شمسی ایران هم نتوانست روزی در مقام جانباز داشته باشد و روز جانباز با تاریخ قمری و سالروز شهادت بزرگ جانباز اسلام رقم خورده است.
از پس روزهای آتش و خون و شهادت روزهاب آفتابی بسیاری سپری شده است.برا ی ارج به ایثار و مردانگی از جان گذشتگان صحنه دفاع مقدس اقدامات بسیاری صورت گرفته،اما...
چرا امروز واژه ایثار،ترویج فرهنگ شهادت و ایستادگی،مفهوم جانباز و شهادت به مراسم تجلیل ختم می شود؟چرا حقوق شهروندی در شهرداری و توجه به ملزومات زندگی اجتماعی ایثارگران به روز جانباز و هفته دفاع مقدس محدود می شود؟چرا پای حرف، ایثارگران تمام سرمایه ملت می شوند و در عمل آخرین موضوعی که سیستم حمل و نقل شهری را در گیر می کند؟چرا ؟
جانباز،امروز از ما توقع تشکر،تجلیل....ندارد.اما باز خواست می شویم به خاطر تمام کارهایی که باید برای ادای دین می کردیم و ساده سهل انگاری کردیم....
منبع " خبرگزاری حیات